تبليغاتX
عاشق دلباخته
عاشق دلباخته
شناسنامه زندگی نام:رنج نام پدر:مشقت شهرت:اواره شغل:ولگردی محل صدور:دنيای فراموش شدگان شماره شناسنامه:نامعلوم نام مادر:سلطان غم نام همسر:گريه محل کار:شرکت نا اميدی محل سکونت:شهر مکافات محکوميت:زندگی کردن جرم:به دنيا امدن هدف:دنيای اخرت تاريخ تولد:هزاروسيصدوهيچ گروه خونی:نفت سياه ادرس:خيابان بدبختي چهارراه تنهايی کوچه دربدری بلوک بی نهايت عاشق دلباخته خوش آمدید
.
.
»
سه شنبه دهم مهر 1386 - 1:58 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

j0pmrrrtdnu6yapnz78o.jpg

l5skzf1edfv9xtxmodnu.gif



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
سه شنبه دهم مهر 1386 - 1:47 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

vk51x27r59w1yabe0uad.jpg



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
سه شنبه دهم مهر 1386 - 1:46 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

tr8ctfawrll6lc0q1xbd.jpg



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
سه شنبه دهم مهر 1386 - 1:42 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

lpq2cu39qrjuti31ye57.gif



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
یکشنبه سی و یکم تیر 1386 - 11:40 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

TinyPic image



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه سوم خرداد 1386 - 4:7 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

 

TinyPic image

يادم باشد هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني که به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم ...

 يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردي که از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد !

 يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کسي فقط به دست خودش باز مي شود

 يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
چهارشنبه دوم خرداد 1386 - 4:45 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

TinyPic image

 

دنيا را بد ساخته اند

كسي را كه دوست داري تو را دوست نمي دارد

تو را دوست نمي دارد

كسي كه تو را دوست دارد تو دوستش نمي داري

اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد

به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه یکم اردیبهشت 1386 - 1:36 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

توی سکوت غم ها به یاد تو بخونم

بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم

با تو هرجا باشم دیگه غمی ندارم

چرا گذاشتی رفتی منو با خاطراتت

نگفتی من میمیرم بدور از عشق پاکت

به انتظار نشستم تو خلوت وتنهایی

تا که بیای دوباره دیگه تنهام نذاری

بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم

با تو هرجا باشم دیگه غمی ندارم

اینو میخوام بدونی توی دستت اسیرم

اسیر اون نگاهت از عشق تو میمیرم

ای که برام خدایی نذار تنها بمونم

تو این دیار غربت از بی کسی بخونم

ایکاش میشد بدونی. از تو نگام بخونی

قصه ی بودنت رو برام از نو بخونی

بی تو دلم خون میشه اگه نیای کنارم

با تو هرجا باشم دیگه غمی ندارم

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
دوشنبه هفتم اسفند 1385 - 9:46 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

 

 

Image hosting by TinyPic

 

خداحافظ ... همين حالا همين حالا كه من تنهام

خداحافظ به شرطي كه بفهمي تر شده چشمام

خداحافظ كمي غمگين به ياد اون همه ترديد

به ياد آسموني كه منو از چشم تو مي ديد

اگه گفتم خداحافظ نه اينكه رفتنت ساده ست

نه اينكه ميشه باور كرد دوباره آخر جاده ست

خداحافظ واسه اينكه نبندي دل به روياها

بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا

خداحافظ

همين حالا

خداحافظ 

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
دوشنبه هفتم اسفند 1385 - 9:41 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
چهارشنبه دوم اسفند 1385 - 10:30 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو ميروي وآينه پر ميشود از بي كسي

از من سفر ميكني به مرگ قصه ميرسي

ببين كه آب ميشود قطره به قطره قلب من

 مرگ من و قصه ي ماست فاجعه ي جدا شدن

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو جام دان پر ميكني من خالي از جان ميشوم 

يك لحظه در چشمم ببين، ببين چه ويران ميشوم

بعد از تو با من چه كنم با من بي پناه من

كجاي شب پنهان شوم، كجاي اين عاشق شكن

تو ميروي و جان من گور ترنم ميشود

خورشيدكي كه داشتم در شب من گم ميشود

چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
چهارشنبه دوم اسفند 1385 - 10:24 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic

وقتي خواستم سرنوشتم را عوض كنم بر سرم فرياد كشيدند

وقتي خواستم به راه عشق بروم گفتند فرضيه است

وقتي خواستم بر روي غم بخندم باري گران بر دوشم نهادند

وقتي خنديدم گفتند ديوانه است

وقتي گريستم گفتند كودكانه است

حال كه در سكوتم گويند عاشق است

  



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
جمعه بیستم بهمن 1385 - 0:44 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا
 

Image hosting by TinyPic

وقتي خواستم سرنوشتم را عوض كنم بر سرم فرياد كشيدند

 

وقتي خواستم به راه عشق بروم گفتند فرضيه است

 

وقتي خواستم بر روي غم بخندم باري گران بر دوشم نهادند

 

وقتي خنديدم گفتند ديوانه است

 

وقتي گريستم گفتند كودكانه است

 

حال كه در سكوتم گويند عاشق است

 

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
جمعه بیستم بهمن 1385 - 0:22 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

 

 

Image hosting by TinyPic

تو همون ستاره هستی تو شب دلواپسی هام

تو همون موج مسافر توی عمق بی کسی هام

تو همون فرشته ی نجابت تکیه گاه خستگی هام

تو همون طلوع سرخی آخر شکستگی هام

تو همون اوج امیدی توی لحظه های زیبا

تو همون گمشده هستی واسه مجنون تو یه لیلا

تو همون بطن عبوری توی جاده های مهتاب

تو همون مرحم دردی واسه ی قلبای بی تاب

من همون یه دشت تنها زیر رگبار مصیبت

تو همون عاشق خسته خفته در یه جای خلوت

من همون گریه ی پنهون روی گونه های لرزون

تو همون خنده زیبا روی شونه های بارون...



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
جمعه سیزدهم بهمن 1385 - 1:4 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

 

Image hosting by TinyPic

 

دفتر عشـــق كه بسته شـد

 

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

 

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

 

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

 

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

 

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

 

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

 

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

 

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

 

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

 

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

 

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

 

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

 

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

 

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

 

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

 

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

 

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

 

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

 

ازاون كه عاشقــــت بود

 

بشنواين التماس رو

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه هفتم بهمن 1385 - 11:56 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه هفتم بهمن 1385 - 0:22 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

 

      

 Image hosting by TinyPic

 

جلسه محاکمه عشق بود

و عقل قاضی و عشق محکوم...

به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز

یعنی فراموشی قلب

تقاضای عفو عشق را داشت

ولی همه اعضا با او مخالف بودند

  قلب شروع کرد به طرفداری از عشق ...

اها چشم مگر تو نبودی

که در ارزوی دیدن چهره زیبایش را

داشتی.ای گوش

مگر تو نبودی که در ارزوی شنیدن  

صدایش بودی

 و شما پاها که همیشه رفتن به سویش بودید

حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟

همه اعضا رو بر گرداندند

 و به نشانه اعترا ض جلسه را

ترک کردند

 تنها عقل و قلب  در جلسه ماندند

 عقل گفت :

دیدی قلب همه از عشق بی زارند

ولی متحیرم با وجودی که

عشق بیشتر از همه تو را ازرده 

 چرا هنوز از او حمایت می کنی؟!

قلب نالید و گفت:

من با وجود عشق  دیگر نخواهم بود

 و تنها تکه گوشتی هستم

که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار می کند

 و فقط با عشق می توانم یه

قلب واقعی باشم

 

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه پنجم بهمن 1385 - 10:55 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

    

 
 
 

بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و

بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.
دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ،

دوستت دارم چونكه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!
عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است

از طرف من به تو!
از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!

 


لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
جمعه بیست و دوم دی 1385 - 2:45 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic

قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم

جزبه تو و به خوبیهات به هیچ کسی خو نکنم

قسم به اسمت که تو رو تنها نذارم بعد از این

اسم تو رو داد میزنم  تا دم دمای اخرین

قسم که دل بدون تو ترانه سر نمی دهد

نگاه عشق هیچ کس به دل اثر نمیدهد

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
جمعه بیست و دوم دی 1385 - 2:11 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا
 

Image hosting by TinyPic

 

اجازه هست خیال کنم تا اخرش مال منی

خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی

اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت

با اون چشمای مهربون دوباره چشمک می زنی

طپش طپش با چشمک غزل بگم برای تو

با اتکا به تو تو زندگی برم جلو



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 - 4:6 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
دوشنبه هجدهم دی 1385 - 2:16 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا
 

Image hosting by TinyPic

اگه يه روز تو کنارم نباشي....

. اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم...

.مي زارم ميرم....

 تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح....

قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم

 

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
یکشنبه هفدهم دی 1385 - 0:10 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه شانزدهم دی 1385 - 11:49 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic

 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
یکشنبه دوازدهم آذر 1385 - 11:35 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

 

Image hosting by TinyPic

 

Image hosting by TinyPic 



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
شنبه یازدهم آذر 1385 - 7:6 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 - 6:57 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
دوشنبه پانزدهم آبان 1385 - 11:22 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
دوشنبه پانزدهم آبان 1385 - 11:18 بعد از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic



لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
»
جمعه بیست و هشتم مهر 1385 - 3:32 قبل از ظهر - نویسنده : رازیتا

Image hosting by TinyPic

این روزا دلم خیلی گرفته

انگار یکی قلبمو تو مشتش گرفته

 

حال بدی دارم

هیچی و هیچکسو دوست ندارم

 

اونی که خوشحالم می کنه

اصلا یادی هم از من نمی کنه ...

 

هوا هم انگار بد شده

زندگیم پر از درد شده

 

همه سعی می کنن

منو خوشحال کنن

 

ولی...

 

دلم خیلی تنگه

اون ولی دلش مثل سنگه...

 

این روزا کار همه شده دل شکستن

کار منم شده فقط گریه کردن

 

عشق و خاطراتم رو نمی تونم فراموش کنم

عشق و خاطراتم رو نمی خوام فراموش کنم

 

عشق من ... عشق من

منتظرم من ... منتظرم من

 

منتظرم یادی از من کنی

تو که نمی خوای منو نابود کنی...

 

...ادامه مطلب

لینك مستقیم مطلب
تماس با ما
» كپی رایت
Home - Contact Us - Creative Design Center - top -

Powered by BLOGFA.COM
Copyright ©2005 - 2006 , template4u4me.mihanblog.com
http://navik-rozita.blogfa.com